روآن اتکینسون گرافی



روآن سباستین اتکینسون (بازیگر)
متولد 6 / ژانویه / 1955 (16 / دی / 1333) - انگلستان

"روآن اتکینسون" بین دوست و رفیق به "رو" معروف هستش یعنی اینجوری صداش میزنن.

"روآن اتکینسون" توی مزرعۀ پدرش به همراه برادرهای بزرگترش "روپرت" و "رادنی" بزرگ شده.

"روآن اتکینسون" مهندسی برق دانشگاه "آکسفورد" رو داره (بالاخره یه بازیگر پیدا شد که ترک تحصیل نکرده باشه. البته این یکی هم که ادامه تحصیل داده نمیدونم چرا شیش و هشت میزنه!؟!؟!).

"روآن اتکینسون" از هیچ چیزی به اندازۀ ماشین‌های سریع لذت نمیبره (انگار که بهش تیتاپ دادی). کلی هم از این ماشین‌ها (از جمله بهترین‌های "استون مارتین" که یکی از اعضای باشگاه صاحبان این نوع ماشین هم هست) رو توی کلکسیونش داره.
سال 2003 یکی از ماشین‌های "استون مارتین"ش رو توی فیلم "جانی انگلیسی" استفاده کرد.
دور زمین تنیس خونشون هم کارتینگ سواری میکنه (فکرش رو بکن آدم بتونه "لامبورگینی" و "فراری" و "مک لارن" سوار بشه بعد کارتینگ سواری کنه. میگم طرف شیش و دو میزنه بهتون برمیخوره.).
"روآن اتکینسون" برای مجلۀ "ماشین" مقاله هم مینویسه.
تازه گواهینامۀ اچ.جی.وی هم داره که انقدر مهمه که منم نمیدونم چیه (شاید مربوط به ماشین‌های سنگین باشه).

"روآن اتکینسون" یه وجه تمایز دیگه هم با بقیۀ بازیگرها داره. اون هم اینه که کلاً یه بار ازدواج کرده (!!!) و تازه از اون مهمتر اینکه هنوز با هم زندگی میکنن !!!!!!! (این هم میتونه تأثیر به سزایی روی شیش و هفت و هشت و اینا داشته باشه)
ضمناً حاج خانومشون گریمور هستن.

"روآن اتکینسون" با ظاهر خنده‌دارش شناخته میشه (همون شیش و پنج و ده و اینا).

"روآن اتکینسون" با "تونی بلر" (نخست وزیر سابق انگلیس) هم مدرسه بوده.

سال 1982 جایزۀ "لورنس الیویر" به خاطر بهترین بازی طنز به "روآن اتکینسون" تعلق گرفت.

"روآن اتکینسون" یه بار با ماشین "مک لارن" 1.000.000 دلاریش از پشت میزنه به یه استیشن 600 دلاری (میگن انگلیس یکی از گرون‌ترین کشورهای دنیاست. پراید قسطی نخریدن که عاشقی یادشون بره.) که خوشبختانه خسارت سنگین نبوده.

"روآن اتکینسون" یکی از مهمون‌های مراسم عروسی "پرنس چارلز" و "کامیلا پارکر" بوده (راست میگه. منم دیدمش. اون ور وایساده بود.).

این نکته خیلی مهمه. شیش دونگ حواستون رو بدین به من.
"روآن اتکینسون" سال 2009 جراحی فتق انجام داده (به چی نیگاه میکنی؟ خوب باد فتق داشته عمل کرده دیگه.).


گفته‌های شخصی روآن اتکینسون

من آدم نسبتاً آرومی هستم. یه شخص کودن (نفرمائید!) که اتفاقی بازیگر شده (حالا هی جوونا رو سنگ قلاب کنین و بفرستین خاک صحنه بخورن).

نقد کردن کسی به خاطر نژادش غیرمنطقی و مسخره‌ست اما نقد دین و مذهب افراد یه حق هستش. این آزادیه.
آزادی در نقد عقاید (هر عقیده‌ای. حتی اگر افراد به اون عقیده ایمان کامل داشته باشن) یکی از آزادی‌های بنیادی اجتماع هستش (تکبیر!).

"مستر بین" در واقع یه بچه‌ست که توی بدن یک بزرگسال گیر افتاده. همۀ فرهنگ‌ها به بچه یه جور شخصیت میدن. دلیل محبوبیت جهانی "مستر بین" هم همینه.
بچه‌های 10 ساله از فرهنگ‌های مختلف بیشتر از افراد 30 سالۀ این فرهنگ‌ها به هم شبیه هستن ولی همینطور که رشد میکنیم احساساتی پیدا میکنیم که ما رو از هم جدا میکنه.

تموم گشت.

جرمی برت گرافی


پیتر جرمی ویلیامز هاگینز با اسم هنری جرمی برت (بازیگر)
متولد 3 / نوامبر / 1933 (12 / آبان / 1312) - انگلستان
فوت 3 / سپتامبر / 1995 (21 / شهریور / 1374) - انگلستان (بر اثر ایست قلبی)

پدر "جرمی برت" سرهنگ ارتش و مادرش پیشخدمت بودن.

پدر و مادر "جرمی برت" سال 1923 با هم ازدواج کرده بودن. مادرش سال 1959 توی یه سانحۀ رانندگی و پدرش سال 1965 در سن 75 سالگی به رحمت ایزدی پیوستن.

چون پدر "جرمی برت" حرفۀ بازیگری رو شغل مشکوکی میدونست استفاده از نام فامیل رو برای پسرش روی صحنه ممنوع کرده بود. به همین خاطر "جرمی برت" اسم هنری "برت" رو از روی برچسب لباسش که مربوط به تولیدی "برت و شرکاء" بوده برای خودش انتخاب میکنه (ما هم به خاطر احترام به بابای "جرمی برت"،"جرمی برت" رو "جرمی برت" صدا میکنیم.).

"جرمی برت" دو بار مزدوج شده. همسر اولش رو جلوتر فرستاده اون دنیا تا مطمئن بشه همه چیز رو به راه هستش. دومی رو هم چون جا نبوده با خودش ببره طلاق داده. کل یوم 3 تا بچه‌نی هم از این 2 تا همسرش داشته.

"جرمی برت" 3 تا برادر بزرگتر از خودش به نام های "جان"، "مایکل" و "پاتریک" داشته.

"جرمی برت" موقع تولد یه مشکلی توی صحبت کردن داشته که در دوران نوجوانی با عمل جراحی رفع میشه.

شهرت "جرمی برت" بیشتر به خاطر بازی در نقش "شرلوک هلمز" در مجموعۀ تلویزیونی "ماجراهای شرلوک هلمز" (1984) و "بازگشت شرلوک هلمز" (1986) هستش.

وقتی "جرمی برت" متوجه شد که شخصیت "شرلوک هلمز" بین بچه‌ها خیلی محبوب هستش و به اون مثل یه فوق قهرمان نگاه میکنن، این حقیقت که "شرلوک هلمز" مصرف‌کنندۀ کوکائین بوده خیلی آزارش میده. به همین خاطر این اجازه رو میگیره تا شخصیت "شرلوک هلمز" بر اعتیادش غلبه کنه و اون رو کنار بذاره. این مسئله رو در قسمت "رد پای شیطان" با خاک کردن سرنگش نشون میده (بابا احساس مسئولیت! بابا مسئول در مقابل اجتماع!).

با وجود صدای خیلی خوبی که "جرمی برت" داشته در فیلم "بانوی زیبای من" قسمت‌های آواز رو "بیل شرلی" به جای اون خونده (من نمیدونم پس کی میخوان توی دنیای فیلم و سینما به اموات بها بدن؟!؟!؟ آخه چرا؟ (آخیش! خیلی وقت بود این تیکه کلامم رو نیومده بودم. داشتم خفه میشدم.)).

"جرمی برت" پدر "دیوید هاگینز" هستش که نویسندۀ آثاری مثل "بوسۀ بزرگ" و "فراموشی سلطنتی" هستش.

"جرمی برت" هر دو نقش "شرلوک هلمز" و "دکتر واتسون" رو بازی کرده. نقش "دکتر واتسون" رو سال 1980 توی یه نمایش صحنه‌ای در "لس آنجلس" بازی کرده (خدائیش نمیگفتم فکر میکردی هر دو نقش رو توی یه فیلم بازی کرده. عیب نداره به کسی نمیگم.).

"جرمی برت" یه مریضی‌ای داشته به اسم "بی‌نظمی دو قطبی". ظاهراً کسانی که به این مرض دچار میشن بین دیوانگی و افسردگی گیر میکنن. یه مدت دیوانه میشن بعد یه مدت افسرده میشن (شایدم برعکس. روی ترتیبش اطبا اختلاف نظر دارن.).

سرگرمی های "جرمی برت" تیراندازی با کمان، سوارکاری و پیانو زدن بوده.

ظاهراً علاقه به تیر و کمان توی خانوادۀ "جرمی برت" ارثی بوده چون پدر و برادر "جرمی برت" هم از نزدیک دستی بر کمان داشتن. این 3 کماندار عضو باشگاه تیراندازی "شکارچیان آردن" بودن که سال 1758 تأسیس شده.

"جرمی برت" قبل از اینکه بازیگر بشه میخواسته یه سوارکار حرفه‌ای مسابقات اسب‌دوانی بشه چون عاشق اسب‌ها بوده ولی به قول خودش "سن و سال من برای اینکار بالا بود".

توی فیلم "جنگ و صلح" تنها بازیگری که به جای اسب مکانیکی سوار اسب واقعی میشه "جرمی برت" هستش. درمورد بقیۀ بازیگرها توی برداشت‌های نزدیک کاملاً تابلو هستش که سوار اسب مکانیکی هستن (آخه چرا!؟!؟! اسب که حیوان نجیبی است.).

میخواستم آهنگ‌های محبوب "جرمی برت" رو هم بگم ولی دیدم صفحۀ این آهنگ‌ها رو الان باید توی آرشیو شخصی "رضا خان" و "هیتلر" و "خواجۀ شیراز" و "ابوعلی سینا" و "نیوتون" و شاید هم "حضرت آدم" پیدا کرد. به همین خاطر بی‌خیال شدم.

نمایش‌های صحنه‌ای "جرمی برت" این‌ها بودن:
نقش "پاتروکلوس" و بعد از اون نقش "ترویلوس" در نمایش "ترویلوس و کرسیدا" سال 1956
نقش "هملت" در نمایش "هملت" سال 1961
نقش "باسینیو" در نمایش "تاجر ونیزی" سال 1970
نقش "دراکولا" در نمایش "دراکولا" از سال 1978 تا سال 1979
نقش "دکتر جان واتسون" در نمایش "صلیب دار خون" از سال 1980 تا سال 1981
نقش "پروسپرو" در نمایش "تندباد" سال 1982
نقش "شرلوک هلمز" در نمایش "راز شرلوک هلمز" از سال 1988 تا سال 1989

"جرمی برت" چپ دست بوده در حالی که شخصیت "شرلوک هلمز" راست دست هستش. وقتی "شرلوک هلمز" مجبور بوده چیزی رو بنویسه توی برداشت‌های نزدیک یه فرد راست دست به جای "جرمی برت" بازی میکرده (به همین خاطر هستش که میگن بدل‌کاری بعد از کار در معدن سخت‌ترین شغل دنیاست).

"جرمی برت" بعد از آموزش دیدن در مدرسۀ مرکزی سخنوری و نمایش در لندن فعالیت حرفه‌ای در زمینۀ نمایش رو از سال 1954 با مؤسسۀ "تأتر کتابخانه‌ای" در شهر "منچستر" شروع کرد. جایی که با بازیگری به نام "رابرت استیفنز" آشنا شد. این دو نفر بقیۀ عمرشون رو به عنوان بهترین دوستان هم (منظور همون "رفیق جینگ" یا "رفیق فاب" و یا "رفیق گرمابه و حموم و اینا" هستش) گذروندن و به فاصلۀ 2 ماه از هم فوت کردن.

"جرمی برت" 2 بار در سال‌های 1969 و 1973 برای نقش "جیمز باند" در نظر گرفته شده بود.

مرگ "جرمی برت" در سن 61 سالگی و در اثر ایست قلبی بود. دریچه‌های قلب "جرمی برت" در اثر تب‌های رماتیسمی که از نوجوانی آزارش میداد مدام دچار جراحت میشد. البته داروهایی که به خاطر همون بیماری عجیب (بی‌نظمی دو قطبی) مصرف میکرد و عادت طولانی مدت به سیگار کشیدن (منظور همون ذغال خوب هستش) هم به ضعیف شدن قلبش کمک کرد. یکی از هم‌بازیهای "جرمی برت" گفته که اون معمولاً صبح به صبح 3 پاکت سیگار می‌خرید و در طول روز مصرف میکرد.
نکتۀ مهم دیگه درمورد مرگ "جرمی برت" اینکه روز تولد 11 سالگی من بدرود حیات گفته که همینجا جا داره از اولیای دم و خانواده‌های داغ دیده کمال ببخشید رو داشته باشم.


گفته‌های شخصی جرمی برت

کسانی که توی "هالیوود" زندگی میکنن اگه حوصله نداشته باشن مجبورن توی خونه بمونن. هر چیزی بیرون از خونه میتونه جنبۀ تبلیغاتی پیدا کنه.

من عادت به بازی کردن نقش یه آدم مدرن رو ندارم چون من یه بازیگر کلاسیک هستم و اینطوری آموزش دیدم.

وقتی مدرسۀ نمایش رو ول کردم میخواستم "شکیپیر" کار کنم (من نمیدونم این درس و مدرسه چی داره که هر کی ولش میکنه موفق میشه!؟!؟!). کلماتش رو خیلی دوست داشتم. عاشق این کلمات بودم. عاشق صداشون بودم.

[درمورد فیلم "سگ‌های عصبانی و مردان انگلیسی"]
دیوونۀ انجام این کار بودم. میخواستم به دنیا نشون بدم که هنوز زنده‌ام و میتونم کارهای دیگه ای به جز "شرلوک هلمز" هم انجام بدم اما امیدوارم پخشش نکنن (!؟!؟!).

[درمورد "اودری هپبورن" هم‌بازیش توی فیلم "بانوی زیبای من"]
"اودری" واقعاً محبوب هستش. یه چیز عجیبی درمورد این زن وجود داره که هیچ مردی نمیتونه توضیحش بده ولی هر مردی میتونه احساسش کنه (شیطون بلا! سر و گوشت داره میجنبه ها!).

[درمورد "جوآن ویلسون" همسر مرحومش]
بین ما از اون عشق‌های یه بار برای همیشه وجود داشت. اون باورنکردنی بود. بهترین زنی که یه مرد میتونه داشته باشه. رابطۀ ما جوری بود که یه جمله رو من شروع میکردم و اون تمومش میکرد (این حالت برعکس وضعیتی هستش که حرف آخر رو مرد میزنه (میگه چشم). در اینجا حرف آخر رو زن میزنه (میگه غلط کردی).). بعضی وقت‌ها شما به چشم‌های یه نفر نگاه میکنین و احساس میکنین تمام عمر میشناختینش. رابطۀ ما اینجوری بود (یه ذره دیگه ادامه میداد گلاب به دیوار تگری میزدم).

بیش از حد شجاعت نداشته باشین. شجاعت بعضی مواقع چیز خوبی هستش اما بعضی مواقع میتونه یه چیز کاملاً خطرناک باشه.

من عاشق کار کمدی هستم. خندوندن مردم بهترین هدیه هستش.

[درمورد عشق]
من دنبال کسی نمیگردم و برای صید کردن کسی هم نمیرم. من از اون دسته آدم‌ها هستم که باید کشف بشم (اِ وا! مامانم اینا!).

پول برای من یه بازی پیچیده‌ست که نمیتونم خوب بازیش کنم. من خیلی تلاش میکنم ولی به پول صرفاً به عنوان یه وسیلۀ ضروری نگاه میکنم. من ایده‌ای درمورد چطور دنبال پول گشتن ندارم.

من همیشه هر مقالۀ انتقادی‌ای رو راجع به کارهای خودم میخونم. فکر میکنم مهم باشه که بدترین‌هاشون رو بدونی.

انجام دادن کاری که ازش لذت می‌برین بهتون کمک میکنه. منظورم اینه که وقتی کاری پیدا میکنین که به اندازۀ کافی بهش علاقه دارین هر هفته که پول میگیرین انگار یه معجزۀ کوچولو اتفاق افتاده. من همیشه به اندازۀ کافی خوش‌شانس بودم که این کار رو بکنم.

مهمترین چیز وقتی شما کار بزرگی انجام میدین اینه که ازش یاد بگیرین نه اینکه باهاش مبارزه کنین.

در باقی موندن "شرلوک هلمز" توی ذهن بقیۀ مردم یه ظرافت عجیب وجود داره. دلیلش اینه که یک میلیون راه مختلف برای نگاه کردن به شخصیت "شرلوک هلمز" وجود داره. سعی کنین تصور شما با تصور بقیه تداخل پیدا نکنه.

فکر میکنم ترجیح میدم روی صحنه (منظورش تأتر و نمایش‌های صحنه‌ای دیگه هستش) بازی کنم. چون دوست دارم ببینم تماشاچی لذت میبره یا نه.

[درمورد بازی در فیلم "راز شرلوک هلمز" به مناسبت صدمین سالگرد تولد "شرلوک هلمز"]
جشن تولد کسی که هرگز وجود نداشته فوق‌العاده باید باشه.

[درمورد "جوآن ویلسون" همسر مرحومش]
سال 1984 در پایان فیلم "مشکل نهایی" میدونستم که اون سرطان داره و روشنایی زندگی من رفته.

[باز هم درمورد "جوآن ویلسون" همسر مرحومش (بیچاره زن دومش حق داشته طلاق بگیره)]
همچین ضرری هرگز جبران نمیشه. شاید بهش عادت کنین ولی جبران نمیشه.

[و باز هم درمورد "جوآن ویلسون" همسر مرحومش (آدم یاد "داوود" توی سریال "پاورچین" میوفته)]
اون من رو روی صحنه دیده بود و گفته بود که مرد زندگی من همینه. از شیوۀ پا عوض کردن من روی صحنه خوشش اومده بود (واقعاً چه دلیل محکمی برای ازدواج داشته!). خودش قرار ازدواج رو گذاشت و ازدواج کردیم. 10 سال با هم بودیم. شدیداً عاشقش بودم (بیچاره گفته بوده بقیه باید بیان دنبال من و مونده بوده توش. حالا که یکی اومده سراغش نمیدونه چیکار بکنه.). اون زیبا و جسور بود.

[درمورد بازی در فیلم "شرلوک هلمز"]
اشتباهات وحشتناکی کردم. خیلی بد بازی کردم (جون تو همه راضی بودن که!!!!!). فکر میکنم اینطور که من بازی کردم اغلب بی‌ادب و گاهی هم خشن به نظر میام.

[درمورد تصمیم برای بازی در فیلم "شرلوک هلمز"]
بعد از دوباره خوانی متن فیلم‌نامۀ تصویب شده فهمیدم خیلی چیزها هستش که اگر فرصت بازی توی این فیلم رو داشته باشم میتونم انجام بدم. پس با جسارت تمام و مقدار مشخصی ترس و البته هیجان جواب مثبت دادم.

[درمورد "اودری هپبورن" هم‌بازیش توی فیلم "جنگ و صلح"]
به خاطر زیبایی این زن نزدیک بود توی استخر غرق بشم (داداش مگه خودت خوار مادر نداشتی (وقتی زنده بودی) که هی قربون صدقۀ دختر مردم میری؟).

برای من داستان‌های "شرلوک هلمز" درمورد یه دوستی افلاطونی طولانی مدت هستش. بدون "واتسون" ممکن بود مدت‌ها قبل کوکائین زندگی "شرلوک هلمز" رو از بین ببره. امیدوارم تونسته باشیم اهمیت این دوستی رو نشون بدیم.

[درمورد کلیشه شدنش به عنوان "شرلوک هلمز"]
واقعاً اهمیتی برام نداره. من باید از "آرتور کـُنان دویل" خیلی ممنون باشم چون ما در "انگلستان" با بحران اقتصادی روبرو هستیم. فقط 5 درصد از همکاران من سر کار هستن و من یکی از اون‌هایی هستم که کار دارم.

مشکل تطبیق‌دهنده‌های فیلم‌نامه اینه که هیچ ایدۀ خلاقانه‌ای از خودشون ندارن و از کنار کار کس دیگه‌ای پول درمیارن.

وقتی سه تا برادر بزرگترم معلم و نقاش و معمار شدن فکر نمیکنم والدینم می‌دونستن که من چی از آب درمیام.

الان (1964) بزرگتر شدم. "امریکا" رو جای مهیجی می‌بینم. و زن‌های امریکایی! اون‌ها زیبا و بطور وحشتناکی جذاب هستن (خوب شد زودتر ازدواج کرد وگرنه از دست میرفت).

مدت‌ها به خاطر پدرم میخواستم یه سرباز باشم اما به خاطر تب رماتیسمی که از 16 سالگی بهش مبتلا شدم نتونستم به خدمت سربازی برم. وقتی گفتم که میخوام بازیگر بشم همه چیز تموم شد. دل پدرم بدجوری شکست.

[درمورد مخالفت پدرش با بازیگر شدن "جرمی برت"]
پدرم اعتقاد داشت هیچ پسر محترمی از یه خانوادۀ متوسط نباید همچین کاری رو انجام بده. اون فکر میکرد بازیگری یعنی اینکه مدام "شامپاین" بخوری (خوبه که!).

مادرم همیشه به ما میگفت "نمیخوام کاری رو انجام بدین مگه اینکه مطمئن باشین واقعاً میخواین اون کار رو انجام بدین".

من 33 داستان مختلف "شرلوک هلمز" رو بازی کردم.

[درمورد بستری شدنش توی بیمارستان در اثر از کار افتادگی]
وقتی اشک رو توی چشم پسرم دیدم تصمیم گرفتم که اجازه ندم دوباره این اتفاق بیوفته.

[درمورد شخصیت "خانم هادسون"]
این نقش ابداع خودم بود چون حس کردم بازی بدون نقش مقابل زن خیلی سخت هستش.

ما موجودات غیرمادی‌ای هستیم که میتونیم هر کاری که برامون تعیین شده رو انجام بدیم (من با تک‌تک کلمات این جملۀ "جرمی برت" مخالفم ولی خوب نمیخوام پشت سر مرده حرف بزنم).

[درمورد برنامه‌ش برای بعد از تموم کردن آخرین فیلم "شرلوک هلمز"]
فکر کنم وقتش باشه یه کم استراحت کنم و به اون چیزی که واقعاً خودم میخوام انجام بدم فکر کنم نه اون چیزی که بقیۀ مردم از من میخوان انجام بدم. البته این خیلی لذت داره که به پشت سرت نگاه کنی و بگی "وای! من شرلوک هلمز رو بازی کردم".

تموم گشت.

پوکر


چند وقت پیش یه فیلم متوسط به اسم "ای خوش شانس" دید
م که کلاً راجع به بازی "پوکر" بود (یه چی تو مایه‌های فیلم "21" ولی از نوع پوکرش). بعد از دیدن این فیلم بود که به بازی "پوکر" علاقه‌مند شدم و گشتم یه نرم‌افزار بازی "پوکر" پیدا کردم و تا چند وقت پس از اون چند وقت پیش باهاش مشغول بودم.
چندی نگذشته بود که یکی از دوستان صفحۀ "پوکر" توی سایت "فیس بوک" رو بهم معرفی کرد و همون موقع بود که درهای رحمت الهی به روی من باز شد و از آن پس بود که حالی به حولی.
چند وقت پیش از این که اندک پسی از آن پیش گذشته بود تصمیم گرفتم این درها رو به روی بقیۀ دوستان هم باز کنم.
پس باز میکنم.

از جلوی در برو کنار بچه!

* * *

راهنمای بازی "پوکر" (POKER)

"پوکر" یه بازی 5 کارته هستش. به بازیکن‌ها 4 بار فرصت شرط بستن روی دست‌هاشون (اینجا منظور از دست مجموعۀ کارت‌های هر بازیکن در بازی "پوکر" هستش. این رو گفتم تا یه وقت با دست و پا اشتباه نگیرین.) داده میشه. توی بازی "پوکر" هر بازیکنی که بهترین دست رو داشته باشه برنده میشه.

ترتیب دست‌ها در بازی "پوکر"
نکته: قبلش این رو بگم که توی همۀ تصاویر پائین دس
ت بالایی دست بهتر هستش.
ترتیب دست‌ها در بازی "پوکر" به صورت زیر هستش
.
از بهترین دست به بدترین دست:

استریت فلاش STRAIGHT FLUSH
همۀ کارت‌ها به ترتیب (یعنی با ارقام پشت سر هم) و از یک نوع (مثلاً همه دل یا خاج یا پیک یا خشت) باشن.
نکته: اگه ترتیب کارت‌ها در "استریت فلاش" به صورت 10خال، سرباز، بی‌بی، شاه و تک‌خال (یا آس) باشه به این دست "رویال فلاش" (ROYAL FLUSH) گفته میشه که در حقیقت بالاترین دست توی بازی "پوکر" هستش (یه بار تو زندگیم که داشتم آنلاین "پوکر" بازی میکردم تونستم "رویال فلاش ِ خاج (یا گشنیز)" جور کنم اما نمیدونم چرا سیستم یه نفر دیگه رو برنده اعلام کرد و حدود 6-5 هزار دلار کرد تو پاچۀ من فلک‌زده. ایشاالله از گلوش پائین نره. ایشاالله زقوم (نمیدونم درست نوشتم یا نه چون تا حالا نخوردم!) بشه از 7 سوراخش بزنه بیرون. ایشاالله پولش رو توی بورس تهران سرمایه‌گذاری کنه تا خیالم راحت بشه که از دستش میره. ایشاالله ...).

چون "رویال فلاش" در حقیقت یه جور "استریت فلاش" هستش دیگه به صورت جداگانه نیاوردمش.

4 کارت یک شکل
4 تا از 5 کارت ارزش مساوی هم داشته باشن.


فوول هاوس FULL HOUSE
3 تا از کارت‌ها با هم و 2 تای دیگه با هم ارزش مساوی دا
شته باشن.

فلاش FLUSH
همۀ 5 تا کارت از یک نوع (مثلاً همه دل یا خاج یا پیک یا خشت) باشن.

استریت STRAIGHT
همۀ کارت‌ها به ترتیب (یعنی با ارقام پشت سر هم) باشن.

نکته: تک‌خال (یا آس) هم میتونه قبل از 2خال قرار بگیره و یه "استریت" رو شروع کنه و هم میتونه بعد از شاه قرار بگیره و یه "استریت" رو تموم کنه.

این رو هم برای بچه زرنگ‌ها بگم که تک‌خال (یا آس) نمیتونه دور بخوره. برای مثال دست پائین "استریت" محسوب نمیشه.

3 کارت یک شکل
3 تا از 5 کارت ارزش مساوی هم داشته باشن.


2 جفت
2 تا از کارت‌ها با هم و 2 تای دیگه با هم ارزش مساوی داشته باشن.

جفت یا 2 کارت یک شکل
2 تا از 5 کارت ارزش مساوی هم داشته باشن.

برگ سر HIGH CARD
اگه هیچکدوم از دست‌های بالا وجود نداشته باشه بالاترین کارت بازیکن (مثلاً تک‌خال (یا آس) و یا بی‌بی توی دست‌های پائین) دست بازیکن محسوب میشه.

نکته: ارزش کارت‌ها توی بازی "پوکر" هم مثل اکثر بازی‌های ورق از 2خال شروع شده تا تک‌خال (یا آس) زیاد میشه.

کیکر
KICKER
توی هر دستی که از همۀ کارت‌های بازیکن استفاده نمیشه بالاترین کارت باقیمونده (یعنی برگ سر بین کارت‌هایی که توی دست استفاده نشدن) رو "کیکر" میگن.
"کیکر" برای مقایسۀ دست‌های شبیه به هم استفاده میشه. اگه 2 بازیکن "کیکر" یکسانی داشته باشن سراغ بالاترین کارت بعدی (یعنی برگ سر بین کارت‌هایی که توی دست استفاده نشدن به جز "کیکر" قبلی) میریم و این کار رو ادامه میدیم تا "کیکر" یکی از بازیکن‌ها بالاتر از دیگری بشه.
مثلاً توی دست پائین یه جفت 10خال با "کیکر" سرباز و یا یه جفت 10خال با سرباز و "کیکر" 7خال و درصورت لزوم یه جفت 10خال با سرباز و 7خال و "کیکر" 5خال داریم.

دست‌های شبیه به هم

اگه بیش از یه بازیکن "استریت" و یا "استریت فلاش" و یا "فلاش" داشته باشن بازیکنی برندۀ بازی میشه که "استریت" اون به کارت باارزش‌تری ختم شده باشه و یا بالاترین کارت توی دستش (یعنی برگ سر بین کارت‌هایی که تشکیل "فلاش" دادن) از بالاترین کارت توی دست بازیکن مقابل سرتر (بهتر یا بالاتر) باشه.
نکته: اگه تک‌خال (یا آس) به عنوان رقم 1 قبل از 2 قرار بگیره و یه "استریت" رو شروع کنه موقع مقایسه برگ سر محسوب نمیشه و از همۀ کارت‌ها ارزش پائین‌تری خواهد داشت.


اگه بیش از یه بازیکن "جفت" و یا "2 جفت" و یا "3 کارت یک شکل" و یا "4 کارت یک شکل" داشته باشن بازیکنی برندۀ بازی میشه که کارت‌هایی با ارزش‌های بالاتر رو برای مثال "جفت" (یا "2 جفت" یا ...) کرده باشه.
بعد از مقایسۀ دست‌ها اگه 2 بازیکن "جفت" و یا "2
جفت" یکسان داشته باشن (اگه دقت کنین متوجه میشین که بیشتر از یه بازیکن نمیتونه "3 کارت یک شکل" و یا "4 کارت یک شکل" داشته باشه) "کیکر"های 2 بازیکن رو مقایسه میکنیم.

اگه بیش از یه بازیکن "فوول هاوس" داشته باشن بازیکنی برندۀ بازی میشه که "3 کارت یک شکل" اون بازیکن ارزش بالاتری نسبت به "3 کارت یک شکل" بازیکن مقابل داشته باشه.

در آخر اگه 2 بازیکن دست‌هایی کاملاً یکسان داشته باشن هر دو برندۀ بازی هستن و پول بین اونها به طور مساوی تقسیم میشه.

* * *

راهنمای بازی "پوکر تگزاس هُـلد دِم" (POKER TEXA
S HOLD'EM)

"تگزاس هُـلد دِم" محبوب‌ترین نوع بازی "پوکر" هستش که
توی کازینوها (وای وای وای وای وای! خدا به دور! گلاب به دیوار! خدایا توبه!) بازی میشه و از طریق تلویزیون دنبال میشه (آره دیگه! یعنی مسابقات "پوکر تگزاس هـُلد دِم" بیشترین بینندۀ تلویزیونی رو داره.).

7 کارت
"تگزاس هُـلد دِم" نوعی از "پوکر" 7 کارته هستش. به این معنی که آخر هر بازی بازیکن 7 کارت در اختیار داره تا از بین اونها یه دست 5 کارته رو انتخاب کنه.

مثلاً اگه بازیکنی کارت‌های پائین رو در اختیار داشته باشه:

میتونه این دست‌ها رو انتخاب کنه:

فلاش ِ دل
جفت ِ 7خال
نکته: در سایت‌های بازی "پوکر" آنلاین و یا برنامه‌های آفلاین بازی "پوکر" و ... نرم‌افزار به صورت خودکار بهترین دست ممکن برای هر بازیکن رو تعیین میکنه. مثلاً در حالت بالا "فلاش" به عنوان دست بازیکن انتخاب میشه.

دورهای بازی "پوکر تگزاس هُـلد دِم"

بازی "پوکر تگزاس هُـلد دِم" در 4 دور بازی میشه و در هر دور از بازی به بازیکن‌ها اجازه داده میشه تا شرط ببندن و یا خودشون رو از بازی بیرون بکشن. اگه هیچ بازیکنی شرط‌بندی نکنه دور بعدی بازی شروع میشه.

دور اول - هـُل کارت‌ها (ROUND 1 - HOLE CARDS)
هر بازیکن 2 کارت مختص به خودش رو داره که فقط خودش میدونه چه کارت‌هایی هستن. این کارت‌ها رو "هـُل کارت" میگن. هیچ بازیکنی نمیتونه کارت‌های اختصاصی بازیکن‌های دیگه رو ببینه. بعد از اینکه "هـُل کارت"ها پخش شد یه دور شرط‌بندی انجام میشه. دور اول شرط‌بندی شامل "بـِلایند"ها (BLIND BETS) می
شه.

"بـِلایند"ها (BLIND BETS)
بازیکن سمت چپ "مهرۀ دیلر" (DEALER) م
جبور هستش که مبلغ "اِسمال بـِلایند" (SMALL BLIND) رو بذاره وسط و نفر بعدی از سمت چپ باید مبلغ "بیگ بـِلایند" (BIG BLIND) که 2 برابره "اِسمال بـِلایند" هستش رو بذاره وسط.
"بـِلایند"ها برای هر میز متفاوت هستن و مقدار اون‌ها جزو قوانین
میز بازی "پوکر" محسوب میشه که به صورت 2 عدد مجزا شده توسط یک خط کج (SLASH) نشان داده میشن. برای مثال: 5/10 یا 500/1000
بازیکن صاحب "مهرۀ دیلر" بعد از پایان هر بازی تغییر میکنه پس نوبت به همۀ بازیکن‌ها برای پرداخت "بـِلایند"ها میرسه.

حالا که با "بـِلایند"ها آشنا شدین بگم که دور اول شرط‌بندی از نفر بعد از بازیکنی که "بیگ بـِلایند" رو انجام داده (یعنی نفر سوم بعد از "مهرۀ دیلر") شروع میشه.

شرط‌بندی
جریان شرط‌بندی در جهت عقربه‌های ساعت میچرخه. هر بازیکنی که نوبت بازی به اون میرسه باید یکی از کارهای زیر رو انجام بده.
"کال" (CALL) بده یعنی بالاترین شرطی که تا اون لحظه انجام شده رو بپذیره و به همون مبلغ شرط ببنده.
"ریز" (RAISE) بده یعنی مبلغ شرط رو
افزایش بده. در این صورت بقیۀ بازیکن‌ها برای اینکه توی بازی بمونن حداقل باید مبلغ جدید شرط رو "کال" بدن (گفتم حداقل چون هر کدوم از بازیکن‌ها میتونه "ریز" بده و مبلغ شرط رو از این هم بالاتر ببره).
"فـُلد" (FOLD) بده یعنی خودش رو از بازی بیرون بکشه.
بازیکنی که "فـُلد" میده از بازی بیرون میره و دیگه امکان شرط بستن و یا بردن بازی رو نداره. ضمناً وقتی بازیکنی "فـُلد" میده و از بازی بیرون میره پولی که تا اون موقع شرط بسته رو از دست میده (این پول به برندۀ نهایی اون بازی میرسه).
وقتی همۀ بازیکن‌ها (صد البته همۀ بازیکن‌هایی که
داخل بازی هستن و هنوز "فـُلد" ندادن) روی یه مبلغ مساوی شرط بستن این دور از شرط‌بندی تموم میشه و همۀ مبالغ شرط بسته شده به وسط میز بازی "پوکر" منتقل میشه. به این مبلغ "پات" (POT) گفته میشه.
نکته: اگه فقط یه بازیکن توی بازی باقی بمونه (یعنی بقیۀ با
زیکن‌ها "فـُلد" داده باشن)، بازی فوراً تموم میشه و بازیکن باقی مونده برندۀ اون بازی و مبلغ "پات" میشه.

دور دوم - فـِلاپ ROUND 2 - THE FLOP)
3 کارت روی میز گذاشته میشه طوری که همۀ بازیکن‌ها نوع و ارزش این کارت‌ها رو ببینن. این کارت‌ها اشتراکی هستن. کارت‌های اشتراکی بین همۀ بازیکن‌ها مشترک هستن یعنی هر ب
ازیکنی میتونه از کارت‌های اشتراکی برای ساختن دست خودش استفاده کنه.

بعد از ریختن کارت‌های "فـِلاپ" یه دور دیگه شرط‌بندی از نفر سمت چپ "مهرۀ دیلر" (یعنی بازیکنی که "اِسمال بـِلایند" رو انجام داده) شروع میشه. در این دور هر بازیکن قبل از اینکه کسی "ریز" بده میتونه "چک" (CHECK) بده یعنی بدون افزایش شرط مبلغی که در دور قبل روی اون شرط تموم شد رو مجدداً قبول کنه و توی بازی بمونه. اگه بازیکنی شرط رو افزایش بده کسانی که قبل از اون "چک" دادن فرصت پیدا میکنن تا "کال" یا "ریز" بدن و توی بازی باقی بمونن و یا "فـُلد" بدن و از بازی خارج بشن.

دور سوم - تـِرن (ROUND 3 - THE TURN)

یک کارت اشتراکی دیگه روی میز گذاشته میشه و یه دور جدید شرط‌بندی شروع میشه.

دور چهارم - ریور (ROUND 4 - THE RIVER)
کارت اشتراکی نهایی روی میز گذاشته میشه.

حالا 5 کارت اشتراکی روی میز و 2 کارت اختصاصی در دست هر بازیکن (جمعاً 7 کارت) هستش. از این 7 کارت هر بازیکن باید بهترین دست ممکن رو درست کنه.
ممکنه 5 کارت روی میز بهترین دست شما باشن (در این صورت ممکنه چند بازیکن دست‌های مشابه داشته باشن).
بعد از "ریور" آخرین دور شرط‌بندی انجام میشه.

مرحلۀ نهایی
بعد از آخرین دور شرط‌بندی زمان تعیین برنده میرسه. آخرین نفری که "ریز" داده اولین نفری هستش که باید کارت‌هاش رو نشون بده (و یا اصطلاحاً "رو کنه") و نفرات بعدی (بازیکن‌هایی که هنوز توی بازی هستن و "فـُلد" ندادن) هم به ترتیب کارت‌هاشون رو نشون میدن (البته هر بازیکنی که نوبتش میشه میتونه بدون نشون دادن دستش اعلام کنه که دست پائین‌تری داره و بره کنار).
برنده (یعنی کسی که بهترین دست رو داره) کل مبلغ "پات" رو میبره (و همین جمع کنارش حال میکنن).

قواعد خاص شرط‌بندی

حداقل شرط
هیچ بازیکنی نمیتونه مبلغی کمتر از "بیگ بـِلایند" رو "ریز" بده.
ضمناً از نظر حداکثر میزان "ریز" دادن بازی پوکر به 3 دسته تقسیم میشه.
نوع "محدود" (LIMIT) که در آن حداکثر مبلغ "ریز" همان مقدار "بیگ بـِلایند" هستش که تا چهار بار امکان تکرار رو داره (یعنی توی هر دور بازی فقط 4 بار میشه "ریز" داد).
نوع "پات لیمیت" (POT LIMIT) که در آن حداکثر به میزان پولی که در "پات" جمع شده میشه "ریز" داد.
نوع "نامحدود" (NO LIMIT) که از اسمش هم معلومه در این نوع بازی "پوکر" هیچ محدودیتی برای "ریز" دادن وجود نداره.
البته میتونین قبل از شروع بازی به سلیقۀ خودتون محدودۀ "ریز" دادن رو تعیین کنین.

تقسیم پات
اگه 2 یا چند بازیکن دست‌هایی کاملاً مشابه هم داشته باشن، "پات" بین اون‌ها تقسیم میشه.

آل این (ALL IN)
اگه بازیکنی پول کافی برای "کال" دادن یه شرط نداشته باشه باید "آل این" بده (البته اگه بخواد توی بازی بمونه وگرنه میتونه "فـُلد" بده و از بازی بیرون بره) یعنی همۀ پولی که داره رو بذاره وسط. اگه بازیکنی "آل این" بده نمیتونه بیشتر از پولی که گذاشته وسط رو ببره. اگه بعد از اینکه بازیکنی "آل این" داد مبلغ "پات" افزایش پیدا کنه و در نهایت اون بازیکن برندۀ بازی بشه مبلغ "پات" بین این بازیکن و نفر بعدی که بهترین دست رو داره و مبلغ شرطش با آخرین "ریز" برابر بوده تقسیم میشه.

* * *

ببینین اصولاً مزۀ بازی "پوکر" به اینه که چند نفری دور هم بشینین و با شرط واقعی بازی کنین تا هیجان واقعی بازی "پوکر" رو درک کنین. اما فعلاً تا اون زمان و برای رفع کـُتی میتونین توی "فیس بوک" به صورت آنلاین و با پول مجازی‌ای که سایت در اختیارتون میذاره "پوکر" بازی کنین.
این یه لینک مستقیم به صفحۀ بازی "پوکر" توی سایت "فیس بوک" هستش.
Texas Hold'Em Poker
فقط یادتون باشه که برای بهره بردن از این فیض عظیم باید عضو سایت "فیس بوک" باشین.
ضمناً برای اینکه خیالتون از بابت مسائل شرعی هم راحت باشه این سایت امکان خیرات و مبرات کردن پول‌هایی که توی بازی "پوکر" میبرین رو فراهم کرده. پس وقتی پول زیادی رو توی بازی "پوکر" بردین حتماً قسمتی از این پول رو برای خرید آبجو، شامپاین، سیگار و ... برای بقیۀ افرادی که سر میز هستن اختصاص بدین. اجرتون هم با خودم.
اگه نمیخواین با رفتن به "فیس بوک" چشمتون به صفحۀ شخصی نامحرم بیوفته میتونین سایت "ستارگان پوکر" رو امتحان کنین.

تموم گشت.